http://www.uplooder.net
fix 
خب..سلام. من کرینگل عم.

نمیدونم چجوری اومدی وبم، از لینک دیگران، از کامنتم،

یا اینکه خودم بهت آدرس اینجارو دادم.

اما مهم اینه الان اینجایی. یکی هست که داره متنامو میخونه.

من منم. همین مهمه و تنها چیزیه که برای خوندن متنام نیازه که بدونی

     
×CM()   

41 
نادیده گرفتن شدن، چه عمدی چه غیر عمدی، یکی از مزخرف ترین حس های دنیاست. خصوصا وقتی از طرف کسایی باشه که خیلی بهشون اهمیت میدی.
تو کلی ذوق داری و میخوای کلی چیز تعریف کنی، میخوای یک چیزیو بهش نشون بدی.. و فقط طوری رفتار میشه انگار وجود نداری.


     
×CM()   

40 
خوشحالم که اینجا جاییه که میتونم بهش از احمق های اندیشمندنمای اینستا و شبکه های مجازی پناه بیارم

     
×CM()   

37 
گفتم:«امسال خیلی تغییر کردی. شبیه اولزنگای کره ای شدیا.»
خیلی ذوق زده گفت:« واقعا؟!»
گفتم:«آره.یعنی قیافت اونجوری نیستا، ولی جوت و اخلاقت باعث میشه کپیه اونا به نظر برسی. خیلی آروم و کیوت شدی.»
گفت:«مرسی! روی خودم کار کردم تا تغییر کنم.. از خود گذشته عم متنفر بودم.. نمیخوام یادم بیادش.»
گفتم:« میفهممت... حالا بگو راز موفقیتت در چیست ای جوان!»
خندید و گفت:« اولیش این بود ک از دوستای پارسالم فاصله کردم و با افراد بهتری آشنا شدم.»
نگاه غمگینی بهش کردم. ادامه داد:« و با پسرا آشنا شدم.. اونا باعث شدن خودمو بیشتر دوست داشته باشم.»
من همیشه فکر میکردم ک بیشتر کیپاپرا فقط برای گوش دادن، گوش میدن. نمیدونم چطور توضیح بدم. فکر میکردم فقط برای خوشیشونه.
فکر نمیکردم همچین تاثیری داشته باشه رو ی نفر..
ادامه داد:« اعتماد ب نفسم بیشتر شد، اخلاقم تغییر کرد. همشو مدیون اوناعم.»
خندیدم و به شوخی بهش گفتم:« آره از قضیه خندیدت مشخصه چقدر اعتماد ب نفس داری!»
ولی فهمیدم، این تغییر رو کاملا حس میکردم. نمیشد انکارش کرد، که اون چقدر بهتر شده بود.

     
×CM()   

35 
بهم گفت:« منو نخندون! »
پرسیدم:« چرا؟ »
گفت:« چون وقتی میخندم زشت میشم »
گفتم:« وقتی تو میخندی زیباترین موجود جهان میشی. »
مقنعشو کشید جلو و صورتش پنهون کرد و گفت:« اینطور نیست »
شکلکی در آوردم و گفتم:« دقیقا همینطوره! من وقتی میخندم خوشگل میشم؟ دماغم پهن میشه و صورتمم کج میشه و هیچ قرینه ای توش دیده نمیشه! ولی همیشه دارم میخندم»
لبخندش انگار که صدا داشت، چون مطمئن بودم که صدای لبخندشو شنیدم.
گفت:« اینطوریا نیست! »
گفتم:« دقیقا همینطوریاست. خیلی خوشگل میشی وقتی میخندی، بهت حسودیم میشه. »
در حالی ک مقنعشو از جلوی صورتش میزدم کنار گفتم:« اصلا دانشمندا هم ثابت کردن وقتی ی نفر میخنده قشنگ تر و جوون تر ب نظر میرسه »
نگاهم گرد. ادامه دادم:« اصلا میدونی من چرا عاشق اون کله شق شدم؟ چون هروقت که دیدمش داشت میخندید. همیشه خدا. من عاشق دختراییم ک میخندن! »
لبخندشو دیدم که روی صورتش اومد. طوری بود که کل دندوناشو میشد دید. چطور به خودش میگفت زشت؟
کیفشو از پشت گرفتم و کشیدم:« چرا این لبخندو از ما پنهون میکنی؟ میخوای از خوشگلیش کور نشیم؟ »
این دفعه واقعا خندید. از ته دلش بود، اینو میشد از چشم هاش دید و با قلب حس کرد.

     
×CM()   

33 
بدن های در هم تنیده
کشش پوست نرم و شفاف
ماهیچه های منقبض شده
تپش قلب و چشم ها
موهای ابریشمی و شفاف
نوازش ها

     
×CM()   

 صفحه هــا: 1 2 3 4 5 6